رابطه تعلیم و تربیت با تأکید بر دیدگاه اسلام
چکیده
«تعلیم» و «تربیت» دو مفهوم کلیدی در حیات علمی و معنوی بشر است که پیوسته در کنار هم به کار رفته، و همراه هم هستند، اما آیا این دو مفهوم، دو مفهوم بیگانه از هم هستند که به صورت اتفاقی کنار هم قرار گرفتهاند، یا باهم رابطه دارند؟هدف این مقاله، پاسخ به این دست سؤالات است که با روش تحلیلی ـ استنادی تدوین شده است.
در این زمینه، شش نوع رابطه میان این دو مفهوم وجود دارد که از میان آنها، رابطه آمیختگی و درهم تنیدگی صائبتر است. در آیات قرآن، دو مفهوم تعلیم و تزکیه، هر چند در کنار هم ذکر شدهاند، اما از نحوة همراهی آن دو، میتوان رابطه در هم تنیده و غیرقابل تفکیک در محتوا برداشت کرد. در روایات نیز هر چند دو مفهوم تعلیم و تربیت یا تعلیم و تزکیه، در کنارهم به کار نرفتهاند، اما دو مفهوم علم و عالم به عنوان ثمرات مستقیم تعلیم به طور گسترده در کنار جلوههای تربیت و تزکیه به کار رفتهاند. از بررسی آنها، تفکیک ناپذیری و درهم تنیدگی تعلیم و تربیت قابل استفاده است.
کلیدواژهها: تعلیم، تربیت، آموزش و پرورش.
مقدمه
تعلیم و تربیت نیاز ضروری بشر است به گونهای که در طول حیات خود، پیوسته بدان نیازمند است. از اینرو، از دیرباز این امر مورد توجه مربیان بزرگ و مصلحان اجتماعی بوده است. با این حال، عدم توجه به ماهیت این دو مفهوم در پارهای موارد، موجب عدم بهرهگیری از ظرفیت و جایگاه بایسته هر یک شده است: گاهی اوقات، با تمرکز و اهتمام بر یکی، از اهتمام و توجه به دیگری غفلت شده و احیاناً به تفکیک و جدایی این دو از هم و در نتیجه، بروز پیامدهای نامطلوب در روند رشد افراد جامعه شده است. در برخی مراکز تمرکز بر آموزش شده و از پیامدهای ضمنی تربیتی آن غفلت شده است و یا به بهانه اهتمام به امر تربیت، از کیفیت آموزش کاسته شده است.
آیا به راستی «تعلیم» از «تربیت» جداست، یا این دو باهم در ارتباط هستند؟ در صورت وجود رابطه، این رابطه چگونه است؟ آیا رابطه آنها از نوع مجاورتی است و یا از نوع رابطه مقدمه و ذیالمقدمهای است؟ آیا از نوع رابطه تعاملی است؟ و یا از نوع یکپارچگی و درهم تنیدگی است؟ دیدگاه اسلام در این زمینه چیست؟ آیا میتوان از طریق بررسی آیات قرآن و روایات معصومان(ص)، به چگونگی این رابطه پی برد؟ به رغم اهمیت این موضوع و پیامدهای مثبت و منفی، که بر نوع برداشت از رابطه این دو مفهوم در عرصه رشد و هدایت جامعه وجود دارد، آنگونه که شایسته است به این موضوع پرداخته نشده است.
البته برخی پژوهشگران به گونهای به این موضوع پرداختهاند. اما برخی از آنان، به انواع رابطه اشاره کردهاند، اما از منظر دینی موضوع را بررسی نکردهاند و رابطه را از نگاه آیات و روایات مورد توجه قرار ندادهاند.1 برخی نگاه دینی داشتهاند، اما به نوع رابطه و گونههای ممکن نپرداختهاند. ضمن اینکه تنها آن را از نگاه قرآن مورد توجه قرار داده، و توجهی به روایات نداشتهاند.2 از اینرو، این مقاله درصدد است تا ابتدا این دو مفهوم را چه به صورت انفرادی و چه به صورت ترکیبی تعریف و سپس، انواع رابطههای ممکن میان آن دو را مورد بررسی قرار دهد. در پایان، با بررسی آیات و روایات دیدگاه اسلام در این زمینه را مورد توجه قرار دهد.
مفهوم آموزش(تعلیم)
معادل این واژه در زبان عربی «تعلیم» و در زبان لاتین «Teaching» یا «Instruction» است. آموزش به طور کلی، دارای دو مفهوم عام و خاص میباشد. در مفهوم عام، شامل هر نوع انتقال مفاهیم و تأثیرگذاری در ذهن فراگیر، به منظور ایجاد یادگیری در وی میباشد، خواه این تأثیرگذاری در قالب رسمی و از پیش طرحریزی شده باشد. همانند آنچه در مراکز آموزشی، و به ویژه در کلاس درس انجام میگیرد و خواه به صورت خود به خودی و بدون طراحی و برنامهریزی قبلی باشد. همانند تأثیری که از برنامههای آموزشی تلویزیونی و یا مطالعه کتاب و مجله و مانند اینها ناشی میشود.
«آموزش» در مفهوم خاص خود، در قالب و شرایط ویژهای صورت میگیرد که عبارت است از: «فعالیتهایی که با هدف آسان ساختن یادگیری از سوی آموزگار یا معلم طرحریزی میشود و بین آموزگار و یک یا چند یادگیرنده به صورت کنش متقابل جریان مییابد.»3 به عبارت دیگر، «فعالیتی است که معلم و شاگرد با هم در کلاس درس انجام میدهند.»4
آموزش دارای سطوح مختلف میباشد: گاهی به صورت سطحی است و در آن صِرفْ «انتقال مفاهیم و دانش»،5 و گاهی از سطح انتقال صرف مفاهیم به دیگران فراتر میرود و منجر به تأثیر عمیقتر و به اصطلاح «یادگیری» میگردد. با این حال، گسترة تأثیرگذاری آموزش در بُعدشناختی و ذهنی یادگیرنده است. هرچند تأثیر در بعد شناختی و ذهنی یادگیرنده، زمینهساز تأثیرگذاری در بُعد رفتاری و نگرشی وی نیز میباشد.
مفهوم تربیت
1. معنای لغوی و موارد کاربرد واژه «تربیت»
واژه «تربیت» عربی است. معادل لاتینی آن «Education» و معادل فارسی آن «پرورش» است. از آنجا که در پرتو دین اسلام و برگزیدن آن از سوی پارسیان، تداخل و تعامل زیادی میان واژگان فارسی و عربی ایجاد شده است و واژگان عربی به طور وسیع، به حوزه ادبیات فارسیزبانان راه یافته است، امروزه واژة «تربیت» در ادبیات فارسیزبانان جایگاه ویژهای یافته است. حتی میتوان ادعا نمود که کاربرد آن، به ویژه در عرصه «آموزش و پرورش»، بیش از «پرورش» شهرت یافته است.
به هر حال، این واژه در زبان فارسی، در معانی گوناگونی چون «پروردن»، «پروراندن»، آداب و اخلاق را به کسی «آموختن» و در زبان عربی، به معانی متعددی چون «حضانت»، «اصلاح»، «تدبیر»، «تتمیم»، «تکمیل»، «تأدیب»، «تغذیه نمودن»، «رشد و نموّ کردن» و «تهذیب نمودن»6 به کار رفته است. امروزه با توسعه تعلیم و تربیت، کاربردهای دیگری برای آن به وجود آمده است. گاستون میالاره در این زمینه، به چهار کاربرد اشاره میکند:
1. تربیت به معنای «نهاد یا نظام تربیتی؛2. «حاصل عمل معینی»؛ 3. به «فرآیندی» اطلاق میشود که به نحو پیشبینی شده یا نشده، دو یا چند فرد را به یکدیگر پیوند میدهد؛ 4. «محتوا» یا «برنامه آموزشی و تربیتی» است که به فراگیران ارائه میشود.7
علاوه بر این، «در زبان فارسی لفظ «تربیت» کاربرد دیگری دارد که از جامعیت خاصی برخوردار است و آن هنگامی است که این کلمه به جای آنکه یک یا چند جنبه از ابعاد وجود انسان را دربر گیرد، همه جنبههای زندگی مادی و معنوی او را شامل میشود. مثل جمله «سعدی در نظامیه بغداد تربیت یافت» یا «استادی به تربیت شاگردی همت گماشت»، در این کاربرد، کلمه «تربیت» تقریباً معادل اصطلاح تعلیم و تربیت امروزی در زبان فارسی و لفظ «Education» در زبان لاتین است و در آن، مفهوم «تربیت»، اعم از تعلیم است.
2. تعریف تربیت
برخلاف آموزش، که اختلاف دیدگاه زیادی درباره آن وجود ندارد و تعریف نسبتاً واحدی از آن شده است، برای تربیت تعاریف گوناگونی ارائه شده است. به طور کلی، میتوان گفت: در تعریف تربیت دو رویکرد کلی وجود دارد: رویکرد «توصیفی و تجربی» و رویکرد «آرمانی و فلسفی». به عبارت دیگر، «رویکرد هستی» و «رویکرد بایدی». در رویکرد اول، پژوهشگر بر واقعیت موجود عمل تربیت و تحلیل عناصر و توصیف آنها تأکید دارد. در رویکرد دوم، تأکید بر آنچه تربیت باید باشد، هست. به عبارت دیگر، پژوهشگر براساس بینش خاصی که نسبت به جهان و انسان دارد، و بر سایر فلسفه تربیتی خاصی، که پذیرفته است، به ارائه تعریفی متناسب با دیدگاه خود درباره تربیت اقدام میکند.
نمونه تعاریف عبارتند از:
1. «امر طبیعی عملی است که روی فرد یا گروهی از افراد اعمال میشود یا عملی است که گروهی از افراد آن را میپذیرند.»8
2. «تعلیم و تربیت فعل و انفعالی است میان دو قطب سیال (مربی و متربی)، که مسبوق به اصلی و متوجه هدفی و مستلزم طرح و نقشهای باشد.»9
3. «تعلیم و تربیت عبارت است از: مجموعه اعمال یا تأثیرات عمدی و هدفدار یک انسان (مربی)، بر انسان دیگر (متربی)، به ویژه عمل یا تأثیر فرد بالغ و مجرب بر کودک و نوجوان، به منظور ایجاد صفات (اخلاقی و عملی)، یا مهارتهای حرفهای. به عبارت دیگر، تعلیم و تربیت عبارت است از: فراهم کردن زمینهها و عوامل و به فعلیت رساندن و یا شکوفا ساختن استعدادهای مشخص، در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدفهای مطلوب و براساس برنامههای سنجیده شده.»10
4. «تربیت عبارت است از: پرورش دادن استعدادهایی که در فرد مورد تربیت موجود است.»11
5. «تربیت عبارت است از: انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ایجاد شرایط و عوامل لازم و کمک به شخص مورد تربیت تا بتواند استعدادهای نهفتهاش را در تمام ابعاد وجود و به طور هماهنگ، پرورش داده، شکوفا سازد و به سوی هدف و کامل مطلوب تدریجاً حرکت کند.»12
6. «تعلیم و تربیت عملی است که نسلهای بزرگسال، بر روی نسلهایی که هنوز برای زندگانی اجتماعی پخته نیستند، انجام میدهند.»13
7. «تربیت همانا کشاندن آدمی است به سوی ارزشهای والای انسانی، چنانکه آن ارزشها را بفهمد و بپذیرد، دوست بدارد و به کار آورد.»
از مجموع تعاریف، به نظر میرسد ارائه تعریف توصیفی و تحلیلی مفیدتر است. از اینرو، در اینجا ما تعریفی از این دست ارائه میدهیم:
«تربیت عبارت است از فعالیتی هدفمند و دو سویه میان مربی و متربی، به منظور کمک به متربی در راستای تحقق بخشیدن به قابلیتهای وی و پرورش شخصیت او در جنبههای گوناگون فردی، اجتماعی، جسمی، عاطفی، اخلاقی، علاقی و...»[14 در این تعریف، چند نکته مورد توجه میباشد: نخست اینکه تربیت، فعالیت و عمل است و به آن به عنوان یک واقعیت نگریسته شد. دوم اینکه، تربیت فعالیت هدفمند و برنامهریزی شده است. سوم اینکه، تربیت دو سویه و در اثر تعامل مطلوب و تأثیر و تأثر متقابل مربی و متربی محقق میشود. چهارم اینکه، تربیت دارای عناصری است و عناصر اصلی آن مربی و متربی است. بدون وجود این دو، تربیت معنا پیدا نمیکند.
البته در اینجا مراد از مربی، صرف معلم و مربی انسانی نیست، بلکه شامل سایر عوامل تأثیرگذار نیز میباشد. پنجم اینکه، هرچند تربیت دو سویه است، اما غرض اصلی کمک به متربی و پرورش وی است. نکته ششم اینکه، هدف تربیت شکوفا نمودن و پرورش قابلیتهای متربی در همه ابعاد گوناگون وی است و نگاه بخشی به تربیت و تمرکز آن بر بعد خاصی از ابعاد متربی، نوعی عدول از تربیت مطلوب است.
مفهوم ترکیبی تعلیم و تربیت «آموزش و پرورش»
واژة ترکیبی «تعلیم و تربیت» یا «آموزش و پرورش» در زبان فارسی، عمدتاً دارای دو کاربرد است: کاربرد نخست، در خصوص نظام «نهاد آموزش و پرورش» است. برای مثال، گفته میشود «نظام تعلیم و تربیت» یا «نظام آموزش و پرورش» ایران، اسلامی است یا «نظام آموزش و پرورش ایران نیاز به تحول و اصلاح دارد.» کاربرد این واژه در نهاد، و نظام از کاربرد واژه «تربیت» در نهاد، که پیش از این به آن اشاره شد، شایعتر است.
کاربرد دوم آن در معنای «تربیت به معنای عام» است؛ یعنی معنایی که مشتمل بر آموزش است. زیرا کاربرد این واژه در خصوص تربیت، جدای از آموزش و در مقابل آن بعید به نظر میرسد. کاربرد این معنا، بسیار شایعتر از معنای اول است.
بر این اساس «مراد از تعلیم و تربیت، یک مفهوم است که در قالب دو لفظ ادا میشود و مربیان بزرگ این واژه را در یک مفهوم به کار میبرند، نه به صورتی که در عربی یا در فارسی به صورت آموزش و پرورش به عنوان دو فرآیند تعبیر میشود. معمولاً اندیشمندان و نویسندگان بزرگ ما نیز وقتی دربارة تعلیم و تربیت بحث میکنند، همان مفهوم تربیت را در نظر میگیرند.»15
تاریخچه واژه ترکیبی «تعلیم و تربیت» نشان میدهد که دو واژة «تعلیم» و «تربیت»، هرچند در فرهنگ اسلامی ما در کنار هم بودهاند و در آیات قرآنی هم بدان تصریح شده است، اما کاربرد ترکیبی، با قصد معنای واحد از آن، متأثر از فرهنگ لاتینی است.
زیرا نویسندگان و مترجمان ما جهت استفاده از دیدگاههای صاحبنظران تعلیم و تربیت در غرب، نیازمند ترجمه متون آنها بودهاند. در این راستا، به ترجمه و معادلگزاری واژه کلیدی «Education» اقدام کردهاند. مناسبترین معادل را واژه ترکیبی «تعلیم و تربیت» یا «آموزش و پرورش» یافتهاند؛ چراکه واژة «Education» در زبان لاتین، متفاوت از «Traning» به معنای آموزش است و معنای آن، اعم از آموزش و پرورش است.
به نظر میرسد، این معادلگذاری از یک جهت مناسب و خیرخواهانه بود؛ چراکه آنان «ظاهراً خواستهاند با برگزیدن این دو لفظ، این تصور که مدرسه تنها جای تعلیم است، از اذهان عمومی بزدایند. تعبیر «تعلیم» و «تربیت» ظاهراً دلالت بر این دارد که مدرسه هم جای تعلیم است و هم جای تربیت است.»16 با این حال، اینگونه ترجمه پیامدهای منفی نیز به دنبال داشته است؛ چراکه استفاده از لفظ جداگانه، ناخواسته جدایی این دو را در اذهان تداعی نمود.
این امر موجب شده که در ساختار نظام آموزش و پرورش ایران، این جدایی ظاهری به جدایی واقعی تبدیل شود و به تدریج مراکز آموزش ما خود را تنها متولی امر آموزش بدانند و به اصطلاح آموزشگاه باشند، نه آموزشگاه و پرورشگاه. بنابراین، به نظر میرسد ترجمه «Education» به «تربیت» به معنای اعم از آموزش بسیار مناسبتر است و پیامد منفی دنبال نخواهد داشت.
تفاوت مفهوم تعلیم و تربیت
در مقایسه آموزش (تعلیم) و تربیت (پرورش)، تفاوتهایی بیان شده است که عبارتند از:
1. در تربیت هدف رشد دادن و شکوفایی همه قابلیتها و تواناییهایی بالقوه انسان است، ولی در آموزش هدف اصلی در آن انتقال معلومات است.17
2. در تعلیم بیشتر با یک بعد از ابعاد وجودی انسان، یعنی بعد شناختی و عقلانی او سروکار داریم، اما تربیت فراگیر و همهجانبه است.18
3. تعلیم معمولاً بیشتر به وسیله معلم و در جای معینی، همچون مدرسه و کلاس درس صورت میگیرد، ولی در تربیت، همه عوامل موجود در محیط به نحوی بر فرد تأثیر میگذارند.19
4. «آموزش به معنای انتقال دانش است و پرورش به معنای انتقال ارزشها.»20
5. «آموزش به فعالیتهای ذهنی و علمی در داخل کلاس درس مربوط میشود، اما پرورش به فعالیتهای عملی اطلاق میشود که در خارج از ساعات درسی انجام میگیرد.»21
6. «پرورش آن دسته از آموزهها، پیامها و الگوهایی است که جنبة دینی، اخلاقی و انقلابی دارد، ولی آموزش آن دسته آموزههایی است که جنبه شناختی و علمی داشته و در قالب کتابهای درسی و به صورت رسمی تدریس میشود.»22
8. «آموزش جنبه رسمی، عمدی، برنامهریزی شده، قصد شده و آشکار دارد، اما تربیت فرآیندی غیررسمی، غیرعمدی و درونی است....»23
آنچه بیان شد، برخی تفاوتهایی است که از سوی کارشناسان امر تعلیم و تربیت، در تفاوت میان تعلیم (آموزش) و تربیت (پرورش) بیان گردید. همه این دیدگاهها ناظر به یک نتیجه مشترک است و آن جدایی و تمایز مفهومی میان تعلیم و تربیت است، ولی آیا به راستی چنین است. اگر این تفاوت مفهومی را بپذیریم، آیا در مرحله عمل و تحقق آن دو نیز مرزی را میتوان مشخص نمود؟ به عبارت دیگر، آیا در عمل نیز این دو قابل تفکیک هستند؟
رابطه تعلیم و تربیت
در بحث پیشین، سخن از تفاوت میان تعلیم و تربیت به میان آمد و دیدگاههای مختلف در این زمینه نقل شد. طبق این دیدگاهها، لااقل از نظر مفهومی میان تعلیم و تربیت تفاوت وجود دارد. با این حال، وجود تفاوت به معنای عدم وجود رابطه میان این دو واژه نیست. و پذیرش فرض وجود تمایز مفهومی میان این دو، مانعی برای پذیرش وجود رابطه میان آنها نمیباشد. از اینرو، باید دید که میان این دو چه نوع رابطهای وجود دارد؟ چه اینکه اثبات اصل و تعیین نوع آن، برای طرح مباحث بعدی ضرورت دارد.
به طور کلی، میتوان چند نوع رابطه میان این دو تصور نمود:
1. رابطه مجاورتی و موازی؛ 2. رابطه هدف ـ ابزاری، یا مقدمه و ذی المقدمهای؛
3. رابطه کل و جزء، یا عام و خاص؛ 4. رابطه ظرف و مظروفی؛ 5. رابطه تعاملی؛ 6. رابطه آمیختگی و در همتنیدگی.
در ادامه، هر یک به اختصار توضیح داده میشود:
1. رابطه مجاورتی و موازی
براساس این الگو، تعلیم و تربیت دو امر جدا از هم هستند. در عین حال، دو امری هستند که در مجاورت هم و به موازات یکدیگر در زندگی انسان نقش ایفا میکنند. به عبارت دیگر، تعلیم و تربیت از این جهت که هر دو در ویژگی تأثیرگذاری بر انسان مشترکاند، در مجاورت یکدیگر قرار میگیرند. ولی تعامل و تأثیر و تأثّر متقابلی با هم ندارند.
2. رابطه هدف ابزاری و مقدمه و ذیالمقدمهای
بر اساس این انگاره، میان تعلیم و تربیت، رابطه هدف ابزاری یا مقدمه ذیالمقدمهای وجود دارد. در این میان، تعلیم ابزاری برای تحقق تربیت است و تربیت هدف و غایت تعلیم است. به بیان دیگر، تعلیم مقدمهای برای تربیت است و بدون آن تربیت محقق نمیشود.24
3. رابطه کل و جزء یا عام و خاص
طبق این تصویر، میان تعلیم و تربیت رابطه عام و خاص وجود دارد. آموزش بخشی از تربیت به حساب میآید. توضیح آنکه تربیت مفهومی عام است و شامل حیطههای گوناگون شاختی، عاطفی، اخلاقی و... میگردد. از آنجا که تعلیم صرفاً با حیطه شناختی سروکار دارد، بخشی از تربیت میباشد و تربیت شامل آن نیز میگردد.
4. رابطه ظرف و مظروفی
مقصود از این الگو، آن است که در تعلیم و تربیت یکی به منزله ظرف و دیگری مظروف آن میباشد. به این بیان که آموزش ظرف و بستر تحقق تربیت است. تربیت به منزلة مظروف و محتوایی است که در ضمن آموزش تجلی مییابد.
5. رابطه تعاملی
در این فرض، تربیت نه صرفاً در مجاورت تعلیم و نه تعلیم بخشی از تربیت است، بلکه ضمن آنکه این دو، واقعیت متفاوت هستند، دارای تعامل و تأثیر و تأثر متقابلاند؛ یعنی از جهتی تعلیم در تربیت اثر میگذارد و به تحقق آن کمک میکند و از جهت دیگر، تربیت در تعلیم مؤثر است و زمینه تحقق مطلوبتر آن را فراهم میسازد.
6. رابطه آمیختگی و در همتنیدگی
«در این رویکرد، رابطه آموزش و پرورش [تعلیم و تربیت] در هم تنیده بوده و پیوستگی ذاتی با هم دارند. نظیر طعم شیرینی قند که در ذات قند وجود دارد، یا مانند انرژی غذا که در صورت هضم شدن از آن حاصل میشود.»25
به دیگر سخن: به یک معنا پرورش به فرآیندی اطلاق میشود که ناظر بر پرورش جنبههای عقلانی، اخلاقی، اجتماعی و جسمی است. در این تعریف، پرورش در متن آموزش قرار دارد و به منزلة تار و پود (ترکیب ذاتی و جوهری) یک مفهوم واحد تلقّی میشود، و نه یک ادغام مکانیکی و الصاقی. در واقع، پرورش موضوع آموزش است و هیچ آموزشی بدون پرورش معنا ندارد و هیچ پرروشی هم بدون آموزش تحقق نمییابد.26
پینوشتها:
1 . ر.ک: عبدالعظیم کریمی، آموزش به مثابه تربیت.
2 . ر.ک: مقاله «رابطه تعلیم و تربیت از منظر قرآن» ، پژوهشهای قرآنی، ش 61.
3. علی اکبر سیف، روانشناسی پرورشی، ص30.
4. علی شریعتمداری، رسالت تربیتی مراکز آموزشی، ص82.
5. نقیبزاده، نگاهی به فلسفه آموزش و پرورش، ص16.
6. برای اطلاع بیشتر ر.ک: علی همت بناری، نگرشی بر تعامل فقه و تربیت. (در این اثر نگارنده واژه تربیت را در زبانهای مختلف فارسی، عربی، انگلیسی و نیز کاربرد آن در آیات و روایات را به تفصیل مورد بررسی قرار داده است.
7. ر.ک: گاستون میالاره، معنی و حدود علوم تربیتی، ترجمه علی محمد کاردان، ص 3ـ2 و نیز ر.ک: غلامحسین شکوهی، مبانی و اصول آموزش و پرورش، ص 27ـ25.
8. گاستون میالاره، معنی و حدود علوم تربیتی، ترجمه علی محمد کاردان، ص36.
9. محمد باقر هوشیار، اصول آموزش و پرورش، ص13.
10. پژوهشکده حوزه و دانشگاه، درآمدی بر فلسفه تعلیم و تربیت، ص366
11. مرتضی مطهری، تعلیم وتربیت در اسلام، ص14.
12. ابراهیم امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ص12.
13. امیل دورکیم، تربیت و جامعه شناسی، ترجمه علی محمد کاردان، ص48.
14. علی همت بناری، نگرشی بر تعامل فقه و تربیت، ص69.
15. علی شریعتمداری، رسالت تربیتی مراکز آموزشی، ص85.
16. پژوهشکده همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر فلسفه تعلیم و تربیت، ص328.
17. محمدعلی حاجی دهآبادی، درآمدی بر نظام تربیتی اسلام، ص15.
18. همان.
19. سیدمهدی صانعی، پژوهشی در تعلیم و تربیت اسلامی، ص15 و نیز ر.ک: سیدمحمدباقر حجتی، اسلامی و تعلیم و تربیت (بخش دوم: تعیم)، ص9.
20. ر.ک: عبدالعظیم کریمی، آموزش به مثابه پرورش، ص54.
21. همان، ص55.
22. همان.
23. همان، ص45.
24. در تصویر انواع رابطههای ممکن میان تعلیم و تربیت از کتاب «آموزش به مثابه تربیت» اثر محقق محترم آقای دکتر عبدالعظیم کریمی الهام گرفته و استفاده کردهایم. البته نامبرده انواع دیگری از رابطه را اشاره کرده که دقیق به نظر نمیآید و به این خاطر از ذکر آنها پرهیز شده است، ضمن آن که محقق محترم به برخی از مواردی که در بالا آمده،اشاره نکردند و مواردی را که ذکر کردهاند به جزء مورد اخیر به توضیح آن نپرداختهاند.
25. عبدالعظیم کریمی، آموزش بمثابه پرورش، ص57.
26. همان، ص35.
منبع: فصلنامه اسلام و پژوهشهای تربیتی شماره
بسم الله الرحمن الرحیم